تک گویی یا مونولوگ شیوه‌ایه که توی نمایش‌ها و داستان‌ها استفاده میشه. فکر میکنم بیشتر تویِ نمایش‌ها. غالبا یه شخصیت توی صحنه حضور داره و حرف میزنه. هم میتونه برای خودش باشه یعنی از درونیاتش بگه هم برای یک جمع. فکر میکنم بیشتر چیزایی که ما توی بلاگ‌ها یا دفترهای خودمون مینویسیم نوعی از تک گویی باشه. البته اگر بخوایم اینطوری حساب کنیم زاویه‌ی دیدِ اول شخص میتونه تک گویی باشه (دلارام جان کمک کن!). چیزی که من متوجه شدم اینه که توی تک گویی چه بیرونی و چه درونی باشه (یعنی شخص برای دیگران حرف بزنه و یا برای خودش) آشفتگی و بی‌نظمی ذهنی وجود داره و این تک‌گویی برای بیان همین آشفتگی، خشم، ترس و این چیزهاست. خب معمولا آدم در حالت طبیعی شروع نمیکنه به تک گویی! هوم؟ 
تک گویی رو توی نمایشنامه‌ها میشه پیدا کرد (چه جمله ی عمیقی!) نمونه‌ی معروفش رو توی "هملت" میتونید پیدا کنید. "بوف کور" هم کاملا به همین شیوه روایت شده. 
الان دارم "آس و پاس‌ها"یِ اورول رو میخونم که فکر میکنم اونم به همین شیوه روایت شده.

+دلارام جان نمیدونم اینایی که نوشتم چقدر درسته فکر میکنم باید راهنماییم کنی خصوصا تو پیدا کردن فرق بین تک گویی و روایت از زاویه‌ی اول شخص. فکر میکنم متنم اصلاحات زیادی نیاز داشته باشه.
+به خاطر کم کاریم معذرت میخوام. بیشتر از مشغله و درس و این‌ها دلیلِ این کم کاری قفل کردگی شدیدِ ذهنمه که فکر میکنم داره رفع میشه.